تو را به سمت سقوط و جهنمی از کثافت هُل میدهند و در آخر بابت لبیک گفتن به این فراخوان، شماتتت میکنند و برای مرگ و نابودیت لحظه شماری...
آیا باید به این نتیجه رسید که فضایی که امروز در آن زیست میکنیم یک سراشیبی تند است که بازیگرانِ این فضا ناگزیر از سُریدناند و انتهای این سراشیبی نیز به اسفل السافلین میرسد؟
فضایی که برای عدهای بیش از هر چیز شبیه به اندرونی یک ساعت شنی میماند.
جایی که هر لحظه مافیالبال خود را به سمت حفره مرکزی میکشاند، با این تفاوت که این ساعت شنی، دیگر وارونه نمیشود تا مجدداً شنها در سیر تکرار قرار گیرند، بلکه شنها بعد عبور از حفره، تباه میشوند.
حکایت بعضی از مردمان این جامعه نیز حکایت همان شنهاست.
شنهایی که ناگزیر از سقوط در حفرهاند، با این تفاوت که تیغ شماتت همواره به سوی آنها روانه است و اینگونه آن حفره برایشان میشود چاه ضلال.
ماجرای قتل آتنا اصلانی به اندازهای تلخ است که برای قاتلش چیزی جز مرگ و اعدام متصور نشویم.
قطعا این واقعه را به هر طریقی زیر ذرهبین قرار دهیم، رذالت، نانجیبی و شرارت قاتل آتنا کمرنگ نخواهد شد و بی تردید وی سزاوار لعن و نفرین و سختترین مجازات است.
ولی لازم میآيد لعن و نفرین و خشم خود را متوجه دیگران نیز کنیم.
نباید این رخداد را صرفا یک بیمسئولیتی فردی قلمداد کرد و با نادیده گرفتن عوامل دیگر، از سهم اشتباه و مسئولیت دیگران غفلت ورزید.
تمام قصور را به گردن یک فرد انداختن نه تنها هیچوقت ما را به حل مسئله نزدیک نکرده،بلکه راه را برای فرار مقصران دیگر باز کرده است که در این فضای موجود، پر بیراه نیست که بگوییم مقصران اصلی هستند.
در مواجهه با این واقعه، ارائه تفسیرهای ناصحیح چیزی جز شانه خالی کردن از تکلیف انسانی را نمیرساند و لازم است در این زمینه مسئولانه و دغدغهمندانهتر برخورد کنیم.
آنگاه شاید بتوانیم به این سوال برسیم که علاوه بر سهم قاتل، سهم فضای زیست وی، در مرگ غم انگیز آتنا چقدر بوده است؟ و یا اینکه این چه فضاییست که میتواند فردی را در معرض چنین سقوط خوفناکی قرار دهد؟
در این صورت میتوانیم عادلانهتر خشم و نفرین خود را متوجه بیرون کنیم. آنگاه شاید در فکر چارهای برای اعدام این فضا نیز باشیم.
بعد از این رخداد تلخ، در برخی محافل، مسئلهی بیحجابی را علت اصلی و حتی تنها علت این واقعه دانستند که به عقیدهی حقیر، قائلان به این موضوع اگر نگوییم خائنانه با این رخداد برخورد میکنند، قطعا به صورت جاهلانه و با نگاهی سطحی در فکر پاک کردن صورت مسئلهاند.
مسئلهی بیحجابی بیش از آنکه علت چنین واقعهای باشد، خود معلول فضای موجود است.
به عبارتی دیگر، بی حجابی،بی بند و باری اخلاقی، بیحیایی، بیغیرتی، فساد اخلاقی و اقتصادی و... همه و همه پدیدههایی هستند که از علت یا علل دیگر ناشی میشوند.
البته لازم است تاکید کنم غرض این نیست که بگوییم جوامع دیگر در تاریخ و یا جغرافیای متفاوت، چیزی بهتر از ما بودند و یا هستند و یا جامعهی امروز ما سراسر ایفاگر مکانی همچون ساعت شنی خوفناک است. مقصود این هم نیست که تمام مسئولیتهای فردی را نادیده بگیریم و تمام تقصیرها را متوجه جامعه بدانیم.
بحث این است که در عین بیمسئولیتیهای فردی، جامعه نیز برای عدهای به خوبی نقش ساعت شنی و سراشیبی سقوط را ایفا میکند.
وقتی قائل به نقش فضای موجود شدیم و سهم این فضا برای ما معین شد آنگاه میتوانیم در پی پایان دادن به این فضا و ایجاد فضای جدید و به دور از پلیدی باشیم.
مقبولترین طریق در این مسیر نیز این است که به صورت مسئولانه و با کنار زدن حجاب سکوت و تعارف و وهم، و با خردورزی و بینش عمیق، به ریشه یابی علل این پدیدههای شوم بپردازیم و یقینا نگرش سطحی که منجر به نتیجهگیری و تفسیرهای نادرست میشود موجه و مورد پذیرش نیست و هر گونه تفسیرهای سطحی از اینگونه پدیدهها نه تنها اهمیت این مسائل و انگیزهی ما برای حل آن را کمرنگ میکند بلکه سالیان سال ما در همین فضای آلوده و دهشتناک متوقف نگه میدارد.
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۶ساعت 6:30 توسط سعید ولیزاد|
بیقراری های من...ما را در سایت بیقراری های من دنبال میکنید
برچسب: آتنا, نویسنده: بازدید: 81